تبليغاتX
وب نوشته هـــــا

آنچه كه هستي هديه خداوند به توست . آنچه كه ميشوي هديه تو به خداوند ،پس بي نظير باش
داغ کن - کلوب دات کام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 21:47  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

در پروژه جدید گروه امنیتی آشیانه، صدها سایت اسرائیلی و انگلیسی که اکثرا سایت های مهم دولتی و سایت های شرکت ها و کمپانی های اسرائیل و انگلیس بودند توسط گروه امنیتی آشیانه هک و چهره تمامی این سایت ها به صفحه ای با تصویر نماد ایران، ملت مظلوم فلسطين، مسجد الاقصي و تبريك عيد سعيد فطر و متني دو زبانه (انگليسي و فارسي) تغيير داده شد. هدف از این کار محکوم کردن جنایات اسرائیل در قبال مردم مظلوم فلسطين و حمایت مداوم دولت انگلیس از این رژیم و همچنین تبریک به مناسبت فرا رسيدن روز قدس و عيد سعيد فطر بود.

در متن فارسي و انگليسي جايگزين محتواي سايتهاي هک شده، عبارت " ميهن ما ايران است و آرمانمان رهايي فلسطين از چنگال شيطاني شما. جنگ ما با رژيم صهيونيستي است نه مردم اسرائيل. پس از همين بام، پرچم ايران را به اهتزاز درآورده و فرا رسيدن روز قدس و عيد سعيد فطر را به تمام مسلمانان جهان تبريک مي گوييم" نوشته شده است.

لینک سایتهای هک شده توسط اشیانه، ثبت شده در سایت zone-h

http://www.zone-h.org/archive/defacer=Ashiyane%20Digital%20Security%20Team

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 14:59  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

ابطحي با نوشته " اومدم ، باز اومدم ، با IR اومدم " به دنياي وبلاگ نويسي "از درون زندان "بازگشت .

آدرس سايت جديد ابطحي

http://webneveshteha.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:56  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام
چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند :

۱.    سنگ … پس از رها کردن!

۲.    حرف … پس از گفتن!

۳.    موقعیت… پس از پایان یافتن!

۴.    و زمان … پس از گذشتن!

چرا همیشه ما زودقضاوت میکنیم ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 8:30  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

اكنون چه آينده اي در انتظار جوان ايراني است ؟ زندگي بهتر  افتخار بيشتر ؟

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 21:37  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام
احمدي نژاد در مجلس :

عزيزي آمد و گفت دانشگاهيان ناراحتند و سرخورده شده‌اند. من نمي‌دانم چطور ايشان چنين حرفي مي‌زنند. من هم دانشگاهي هستم و بسياري از وزرا نيز همين طور و ما چنين چيزي را حس نمي‌كنيم. انتخابات پرشوري برگزار شد و 40 ميليون شركت كردند و هم پيش و هم پس از اين انتخابات توطئه دشمنان را شكستند. عده‌اي جوري صحبت مي‌كنند كه انگار انتخابات مخدوش بوده و ( مي‌گويند) چرا كسي كه سالم‌ترين انتخابات را برگزار كرده براي وزارت علوم معرفي شده است؟ پس كسي را انتخاب كنيم كه با رمز تقلب تهران را به آتش كشيد؟ اين نهايت احترام به دانشگاهيان است كه يك مدير خوب كه سالم‌ترين انتخابات پس ازانقلاب را برگزاركرده، وزير علوم شود نه آن كه خداي ناكرده تخطئه شود.

رييس‌جمهور درباره اظهارات برخي نمايندگان مبني بر اين‌كه چرا يك فرد نظامي به عنوان وزير كشور معرفي شده است، گفت: آقاي نجار فردي موفق هستند،‌ فردي انقلابي هستند، رزمنده بودند، در بخش‌هاي گوناگون از جمله بخش صنعت موفق بودند. ما از وزير كشور چه مي‌خواهيم؟ يك وزير كشور بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد؟ بايد امين، صادق، مردمدار و اهل تعامل باشد. بايد بدو باشد و مجموعه را به حركت وا دارد. روابط عمومي و اطلاعات قوي داشته باشد. مساله امنيت را به خوبي بفهمد، 50 درصد وزير كشور مربوط به امنيت كشور است بايد فردي باهوش باشد و امين باشد و اگر اين منطق را بخواهيم بپذيريم كه نبايد يك فرد نظامي را براي وزارت‌خانه‌هاي ديگر معرفي كنيم خيلي چيزها زير سوال مي‌رود.

برداشتها :

۱- از بدو انقلاب تا كنون هيچ انتخابات سالمي در كشور برگزار نشده است .

۲- كسي كه انتخابات بدون تقلب برگزار مي نمايد قطعا در وزارت علوم مدارك قلابي را تاييد نميكند.چون تقلب نمي كند

۳- در قانون انتخابات چنين ذكر شده كه نظاميان نمي توانند در امور انتخابات حضور داشته باشند . آقاي نجار در انتخابات دوره يازدهم حضور نخواهند داشت ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 21:31  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

دومين يادداشت بازداشت دروبلاگ ابطحي 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:8  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

دريغ نكنيم چيزي را كه باعث شادي دلي مي شود حتي اگر آن چيز شاخه گلي باشد و يا زنگ تلفني به دوست .

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 22:32  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

جوونيم بهاري بود و بگذشت                       به ما يك اعتباري بود وبگذشت

ترنم هاي گرم عاشقانه                             نواي جويباري بود و بگذشت

ميون ما و نو يك الفتي بود                         كه اونم روزگاري بود و بگذشت

بهار زندگاني رفت افسوس                         زكف عمر جواني رفت افسوس

نگفتم راز دل يك دم به پيشش                     ز پيشم يار جاني رفت افسوس

نگار نازنين هستم غلامت                           بگير دستم ببر بالاي بامت

ببين بالاي بامت كس نباشد                       بده بوسه از اون دور لبانت

بيا ساقي و پركن جام ما را                         ببر باد صبا پيغام ما را

بگو از ما بدان شمع شب افروز                    نما روشن زرويت شام ما را

دو ابروي كج جانانه داري                            دهان دلكش و مستانه داري

اسير دام مويت شد دل من                         چه ديگر زلف خود را شانه داري

 

                                    *ترانه جووني از منوچهرسخايي *

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 19:12  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

پدر داشت روزنامه مي خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پيش پدرش رفت و گفت : پدر بيا بازي کنيم پدر که بي حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنيا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتي عکس را به پدرش داد . پدر ديد پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسيد که نقشه جهان رو از کجا ياد گرفتي؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتي آدمها درست بشن دنيا هم درست ميشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 21:3  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

دهانت سرويس كي مياد ديرمون شده ، كثافت ، همه اينجا هارو برداشته برده نمي دوني تا كجا بايد بريم تا برسيم سر اصل مطلب كه صداي استاد از دور كلات قرمزي بنداز و از رو طناب جمش كن بنداز رو ميز وقتي بلند شدي تميز كردي توش درد داره بكش بيرون رفتي برا منم سبزه بخر بزار سر سفره تا شب عيد برسه به ماهي 12000 تومن چه خبره آقا پدرت رو در ميارم ميزارم بره تا دم در ببين كي اومده بابا اومده ميمون آورده تو سير كه نمي خوردي چرا دهنت بوي بدي از دور به شام دعوتت كنم يا خودت ميري گورتو كندم فقط 1000 تومان بده به من برات تكنو ميزنه كفت ميبره ميره ته دره آتيش زده به جونم به خاطر عروسم اومد ديشب مث امشب جزيره كيش اومد به خوابم گفت فردا خبر مرگت كجا آخر صفه جبهه ميرن ؟ عكس يادگاري بده به عمت ، ديروز اومده بود خونه نو مبارك باشه ،نه جون داداش باشه بعدا حساب داري با بقال سر كوچه كه نه خيابون اول بعد از خبر ساعت بيست گرفتي آفرين پسرم ماشاالله بزرگ شده تازه كجاشو ديدي از وسطاي فيلم نگير آقا ، عزيز بشمه كنارم كه از ديروز تا حالا شده من دروغ بگم ؟ بگم ؟ اين خانومه كه از ما بهتره نيناش ناشم بلده اگه لباشو به من نده به كي مي خواد بده دختره عوضي ، گرفتي پدر صلوات بفرست تو روحت آخه آشغال ، نريز كه اشكات مستو خراب دادي بايد تا آخرشم بري تا برسي به يه چشمه هاي طبيعي سبلان رفتي برا منم عسل همه لبات عسل رو بزار رو زخم و ذيلي بياي ميدم دم در واستا زنگ آخر برسي گيرت نمياد آينه شونه خونه ليوان نمياد از تو دفاع كنه كه بري زندان خيلي كار بديه مصرف بي رويه آب باعث ميشه در دوران سازندگي از خودت ميتوني نوار بدي بيرون ميگيرنت ميبرنت نمي دوني تا كجا ميره من اين توپ و از اصغر آقا گرفتم به خدا قسم نخور حيوون هاي اهلي بهتر از مو مشكيا پيش اونا با بنزم پيش اينا با پرشيا اومده بود ديوونه ميخواست گولم بزنه به عابر كه من سر رسيدم اول اين ماه بوده چرا ؟ واقعا چرا مردم ازاري انتر ديدي به اين خوشگلا بايد برقصن از باباشون نترسن بريزن تو خيابونا تظاهرات به مناسبت شب عيد اومده از در پشتي ديده ما نيستيم گفته تا آخر اسفند حقوق بازنشسته ها رو ميدن به كدوم يكي شون بود يا نبود به تو مربوط به قسمت ما نيست خانوم از اون ور برو ديگه نگام نكن عاشقونه هاي خليل جبران نميشه كه با اين كاراي زشت نيست خيلي هم خشگله ، پير زن نديدي از اينجا رد بشه بايد دوباره بياد امتحانش كنيم ببينيم برنامه بعدي رو از كجا آوردن گذاشتن رفتن بهتراز ماندن در شرايط سخت امروز برات ميخرم يه عطر ورساچه كه تازه امروز فهميدم گول خوردم از پشت ميزني نامرد فرار كرد پريد پشت بوم نقاشي كشيده تا پاره شده شورت بابات تنگه هرمز بريده بود خون ميپاشيد از در و ديوار كه سهله خودشم بياد نميدم ببري بازي كني باهاش ميري با خودش و با من چيكار داري تو شلوارت مگس داري بده به منم ببرم تازه بايد يا نبايد به تو مربوط به ايراد فني بايد باشه تا بتونه لوله ها رو باز مي شه بسته ميشه پست كني برام از راه دور پيغام خود را بگذاريد به محض رضاي خدا دست بكش رو سر سفره مي شيني پاهاتو ببر بالا تر از ارتفاعات دامن چين چين پوشيده از برف و يخ بنداز توليوان بايد تميز باشه تا آب ميوه هم مگه مياد بريم فردا در پيش 5 تومن اجاره بالا بالا شيش و هشتي ها بيان يالا همين الان بگو مگو ميكني بامن ميسي سگ !!! پاچتو بده بالا ،ترين فيلتر شده تصفيه ميكني يا بدم دهنتو سرويس كار بايد بياد تا حركت كنيم با 3 نفر كه يه گل بهار نميشه به جان عمت همينه كه هست يا نيست بايد بسازيم بعد بريم سر خط سوار شيم بليط هم ندادي يه بار بده خيلي حال ما فرش تا عرش ميري حالا ديگه ما رو نميبري بيرون كردن از اداره كردن مملكت گرفته تا آب حوض كشيدن كار ماست خامه اي با 10 درصد تورم نوش جونت مهم تره يا زندگي اين 2 تا جوون دم در بده بيا تو يه لقمه نون پيدا ميشه بزنيم تو رگاي آبگوشت به من ميكني تو يه فال گوش آقا يه بار بوش زنگ زد و در رفت دستم بهت برسه از درخت آويزونه برو برش دار بيار باهم آتشي كه به پا كردي گريبانگير خودت و خانوادت خوب ، هستين ؟ ما بيايم خونتون رو بلد بودم كه نميرفتم سر كار داريم حالا حالا ها با شمايي كه نشستي لب حوض نقاشي ميوفتي تو حوض رنگي كه سفارش دادين رو براتون دوختيم به هم ، نخنديم با هم بخنديم تا نزن خراب ميشه انگولكش كردي كه اينطوري نگام نكن ، بچه بايد اين وقت شب خواب باشه تا جوايز زيادي از جمله بساز با سوسيس و كالباس بخور تا جوون مرگ نشي الهي پسرم هم سن تو كه هيچ باباتم بياد باز يه چيزي ، داري برا گفتن و شنيدن بهتر از هزاران كار نكرده دارم كه بايد تا صبح زنده بمونه شانس آوردي در خونتون رو زده به ديوار چپ كرده ، ميگن مست بوده مشت زده در رفته پنجره مونده به جاش حالتو حسابي گرفته داده به يكي ديگه بود به خدا جناب سروان از سرهنگي درجش پايين تر از خط فقر زندگي به اين قشنگي رو خرابش نكن بذار بره باهاش حال و حولم رو بهم زدي اين رابطه كثيف كرده بچه جاشو نميدوني كجاس چرا ميري سيگار ميكشي كه هم خودت هم خانوادت سربلند كنم جلوي همسايه ها كه آبرومون بره درياي اهر برامون سوغاتي نياره از ما نيست مشكل از جاي گرم بلند ميشه مياد تهران فكر كرده چه خبره گرون كردي كه كردي به من مياد رنگش كنم زشت تر شده از ديروز تا فردا كي مرده كي زنده باد مياد از اون بالا كفتر مياد كه بشر رو نجات بده از دست اين بچه ديونه خدايي بودي و ، هستي تا برم بيام ؟

فكر نميكنم چون مخت بعد از خوندن تعطيل شده مگه نه ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 18:27  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
داغ کن - کلوب دات کام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 18:10  نگارنده سعیدمهدوی نیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
انباري وبلاگ

وب نوشتــــه هـــــا

پیوندهای روزانه
جستجوهای پرطرفدار یاهو در سال ۲۰۰۸
وبلاگتان را به کمک Blavatar شخصی سازی کنید
ساعتی با نیروی یک لیمو
ده + یک اکستنشن مفید برای فایرفاکس 3
سوالاتی جالب و پاسخ های باور نکردنی(تست هوش)
سایتی که شما می تونید نام آنرا خیلی راحت به خاطر بسپارید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اساتيدبزرگوار:

سعیدمهدوی نیا
**** دوستان ****
*یادداشتهــای پراکنـده
*خاطرات دانشگــاه
*محل کــار من
*مـالکـــــم x
*مهــدی نصیـــری
*محمــد تقی ابـطحــی
*زمانه بی کرانه ، ایران جاویدانه
*غم توی چشمات (شاپرك)
*مكـاشفــات فـرشوشتر
*از همه جـا و هيج جا
*آرزوی وصــــــــــال
* نـا نوشتــه هـا
*كاغذ بي خط
*تلـــيس...!
*نــــــوش
*او نــوشت
*درانتظـارباران
*زندگي را ببوس
*زمزمــه هــاي درد
*سالهاي دور از خانه
*بزرگ دنيـاي من كوچك
*آشنـــــــــای نـــا پیـــــــدا
*دانشجویان برق دانشگاه گیلان
*و همه چیز از ان خداوند است
* گــــاهنــــامه خـاطـــــرات
* فقــــــط خـــــــــــــــــدا
*سيــــــمــــــــــــــــرغ
*احسان خان(اروس)
*الطـــاف خفيــــه
 

 www.join.blogfa.com

 

رهبر معظم انقلاب سيد علي خامنه اي

محمد علي ابطحي

زمان بی کرانه، ايران جاودانه ... اکرنه - مهدي بوترابي

سيد محمد خاتمي

>